صـفـحـه اول
زندگينـامـه
آثـار و تـاليفـات
مقـالـات
مـصـاحـبـه‌هـا
اخـبـارواطلـاع‌رساني
اوقـات شـرعي
سـوالـات شـرعي
سـفـارش كـتـاب
ليـنـك‌هـاي مـرتبـط
گـالـري تـصـاويـر
ارتـبـاط بـا مـا
آيــه هفـتـه
دريافت نرمـ‌افـزار

افـزودن به علـاقـه‌‌هـا

    8- اتحاد و يكپارچگي «وَ اعتَصِمُوا بِحَبلِ اللهِ جَمِيعًا وَ لا تَفَرَّقُوا ...»[1] آل‌عمران/103 ترجمه‌ی آیه:      « همگي به ريسمان خدا چنگ بزنيد و پراكنده نشويد ...». تفسیر:      «اعتصام» به معناي تمسّك، یعنی چنگ‌زدن و گرفتن چيزي به وسيله‌ی دست است. «حَبل» نيز به معناي ريسمان است. پس معناي آيه‌ي شريفه مي‌شود، «همه‌ی شما به ريسمان خدا جنگ بزيند و پراكنده نشويد. (يعني اين گونه نباشد كه عده‌اي به ريسمان خدا و عده‌اي به ريسمان غير خدا چنگ زنند تا تفرّقه و پراكندگي بين صفوف شما به وجود بيايد).    روشن است كه مقصود از ريسمان در آيه‌ی شريفه، همان رشته‌ی ساخته‌ی دست بشر كه از آن جهت ارتباط بين اشيا استفاده مي‌كنند، نیست. بلكه مقصود از ریسمان خدا هر آن چيزي است كه باعث ارتباط بين انسان و خدا مي‌شود. پرسش:      مقصود از «حبل الله» (ریسمان خدا) چیست یا کیست؟ پاسخ:       بعضی از تفاسیر شیعه، احتمال داده‌اند مقصود از حبل الله، «قرآن» یا «خاندان پيامبر (ص) و ائمه‌ی معصومين (ع)» یا «دین اسلام» باشد.      تفسیر روح المعانی از تفاسر مهمّ اهل سنت، با نقل چند روایت[2] و اقوال صحابه، شش احتمال را نقل کرده‌اند که عبارتند از: 1. قرآن 2. قرآن و عترت یعنی اهل بیت 3. اسلام 4. طاعت و جماعت 5. اخلاص 6. پیمان و فرامین الهی.[3] جمع بین اقوال      در جايي كه پاي دين و آئين در ميان باشد، «حبل‌الله»، دین اسلام است و بايد به دين اسلام چنگ بزنند. و بر همين اساس در بعضي از روايات آمده است كه مقصود از «حبل‌الله» اسلام است.      در جايي كه میدان و سخن از كتُب مطرح باشد، همه بايد به قرآن چنگ بزنند و بر همين اساس در بعضي از روايت «حبل‌الله» به قرآن تفسير شده است.      در جايي كه پاي امامت و رهبريت مطرح باشد، بايد از ائمه معصومين اطاعت شود و بر همين اساس در بعضي از روايت «حبل‌الله» به اهل بيت و ائمه اطهار تفسير شده است. و در بين بعضي از مفسرين اهل سنت به جماعت تفسير مي‌شود.      ولی در زمان غیبت جایی که امام معصوم (ع) غایب باشد و پای اطاعت از غیرمعصوم مطرح شود، «حبل‌الله»، فقيه جامع شرايط است؛ زیرا فقط برای اطاعت از او است که دلیل شرعی وجود دارد و بس. [1] - اعتَصِمُوا: چنگ بزنید / حَبل: ریسمان /  جمیعًا: همگی  لاتَفَرَّقُوا: پراکنده نشوید. [2]. عن أبي سعيد الخدري قال: «قال رسول اللّه [ص]: كتاب اللّه هو حبل اللّه الممدود من السماء إلى الأرض». و عن زيد بن ثابت قال: «قال رسول اللّه [ص]: إني تارك فيكم خليفتين كتاب اللّه عز و جل ممدود ما بين السماء و الأرض و عترتي أهل بيتي و إنهما لن يفترقا حتى يردا على الحوض». [3]. تفسیر روح المعانی در ادامه می فرماید: "و كلّها متقاربة". یعنی هر یک از این معانی و تفاسیر با هم نزدیک هستند و با یکدیگر اختلاف اساسی ندارند.
()

آيــه هفـتـه

    8- اتحاد و يكپارچگي «وَ اعتَصِمُوا بِحَبلِ اللهِ جَمِيعًا وَ لا تَفَرَّقُوا ...»[1] آل‌عمران/103 ترجمه‌ی آیه:      « همگي به ريسمان خدا چنگ بزنيد و پراكنده نشويد ...». تفسیر:      «اعتصام» به معناي تمسّك، یعنی چنگ‌زدن و گرفتن چيزي به وسيله‌ی دست است. «حَبل» نيز به معناي ريسمان است. پس معناي آيه‌ي شريفه مي‌شود، «همه‌ی شما به ريسمان خدا جنگ بزيند و پراكنده نشويد. (يعني اين گونه نباشد كه عده‌اي به ريسمان خدا و عده‌اي به ريسمان غير خدا چنگ زنند تا تفرّقه و پراكندگي بين صفوف شما به وجود بيايد).    روشن است كه مقصود از ريسمان در آيه‌ی شريفه، همان رشته‌ی ساخته‌ی دست بشر كه از آن جهت ارتباط بين اشيا استفاده مي‌كنند، نیست. بلكه مقصود از ریسمان خدا هر آن چيزي است كه باعث ارتباط بين انسان و خدا مي‌شود. پرسش:      مقصود از «حبل الله» (ریسمان خدا) چیست یا کیست؟ پاسخ:       بعضی از تفاسیر شیعه، احتمال داده‌اند مقصود از حبل الله، «قرآن» یا «خاندان پيامبر (ص) و ائمه‌ی معصومين (ع)» یا «دین اسلام» باشد.      تفسیر روح المعانی از تفاسر مهمّ اهل سنت، با نقل چند روایت[2] و اقوال صحابه، شش احتمال را نقل کرده‌اند که عبارتند از: 1. قرآن 2. قرآن و عترت یعنی اهل بیت 3. اسلام 4. طاعت و جماعت 5. اخلاص 6. پیمان و فرامین الهی.[3] جمع بین اقوال      در جايي كه پاي دين و آئين در ميان باشد، «حبل‌الله»، دین اسلام است و بايد به دين اسلام چنگ بزنند. و بر همين اساس در بعضي از روايات آمده است كه مقصود از «حبل‌الله» اسلام است.      در جايي كه میدان و سخن از كتُب مطرح باشد، همه بايد به قرآن چنگ بزنند و بر همين اساس در بعضي از روايت «حبل‌الله» به قرآن تفسير شده است.      در جايي كه پاي امامت و رهبريت مطرح باشد، بايد از ائمه معصومين اطاعت شود و بر همين اساس در بعضي از روايت «حبل‌الله» به اهل بيت و ائمه اطهار تفسير شده است. و در بين بعضي از مفسرين اهل سنت به جماعت تفسير مي‌شود.      ولی در زمان غیبت جایی که امام معصوم (ع) غایب باشد و پای اطاعت از غیرمعصوم مطرح شود، «حبل‌الله»، فقيه جامع شرايط است؛ زیرا فقط برای اطاعت از او است که دلیل شرعی وجود دارد و بس. [1] - اعتَصِمُوا: چنگ بزنید / حَبل: ریسمان /  جمیعًا: همگی  لاتَفَرَّقُوا: پراکنده نشوید. [2]. عن أبي سعيد الخدري قال: «قال رسول اللّه [ص]: كتاب اللّه هو حبل اللّه الممدود من السماء إلى الأرض». و عن زيد بن ثابت قال: «قال رسول اللّه [ص]: إني تارك فيكم خليفتين كتاب اللّه عز و جل ممدود ما بين السماء و الأرض و عترتي أهل بيتي و إنهما لن يفترقا حتى يردا على الحوض». [3]. تفسیر روح المعانی در ادامه می فرماید: "و كلّها متقاربة". یعنی هر یک از این معانی و تفاسیر با هم نزدیک هستند و با یکدیگر اختلاف اساسی ندارند.
()


تاريخ درج: 1396 | تعداد نظرات: 1 | فرستنده: مديــر سـايـت

آيــات قبلي

7- دين مقبول «... وَ مَن يَبتَغِ غَيرَ الاِسلامِ دِينًا فَلَن يَقبَلَ مِنهُ ...»[1] آل‌عِمران/85 ترجمه‌ی آیه: «و هر كس غير از اسلام، به دنبال دين ديگري باشد، هرگز از او پذيرفته نمي‌شود ...» تفسیر: در این آيه‌ی شريفه به صورت واضح و روشن اعلان شده است: خداي تعالي آئيني جز آئين اسلام را از احدي قبول نمي‌كند. بنا بر اين همه‌ی مردم موظفّند، عقايد و اعمال خدا را بر طبق دستورات اسلام منطبق نمايند و عقايد و اعمالي كه بر اساس غير دین اسلام باشد، فاقد ارزش است. در ادامه‌ی آیه‌ آمده است: «وَ هُوَ فَی الآخِرِةِ مِنَ الخاسِرِینَ» یعنی: «و او (کسی که به دنبال دینی غیر اسلام باشد) در روز قيامت در شمار زيان‌ديدگان قرار دارد. علّت ضرر و زیان آن‌ها در روز قیامت از آن جهت است که آن‌ها به زعم و اعتقاد خود، اعمال صالحي را که در روز دنیا به جا آورده بودند و برای خود به عنوان توشه و سرمايه به آخرت به حساب می‌آورده‌اند تا در مقابل آن اعمال صالح، پاداش بگيرند وقتی ببینند آن سرمايه، فاقد ارزش است، آن جا است که متوجّه می‌شوند، زیان کرده‌اند. زيرا خداي تعالي اعمال آن‌ها را نمي‌پذيرد. اشکال:     اگر کلمه‌ی اسلام در این آیه، اسم برای آیینی باشد که توسّط حضرت محمّد (ص) برای هدایت بشر آمده است، حرف شما که می‌گویید: اعمال و عقایدی که بر طبق غیر دین اسلام باشد از طرف پروردگار پذیرفته نمی‌شود، صحیح است. امّا اگر کلمه‌ی اسلام در آیه‌ی شریفه به معنای لغوی خود یعنی «تسلیم شدن» باشد، در این صورت چگونه می‌توانید ادّعا نمایید، اعمال و عقایدی که بر طبق غیر دین اسلام باشد، پذیرفته نمی شود؟ زیرا در این صورت پیروان دیگر ادیان هم ادعا می‌کنند که آن هم تسلیم خدا هستند و به دستورات کتاب آسمانی خود عمل می‌کنند. پاسخ:      اگر منظور از اسلام در آیه شریفه اسم برای آیینی که توسّط حضرت مخمّد (ص) نباسد بلکه معناي لغوي اسلام يعني تسليم در مقابل حقّ باشد، باز هم کاملاً روشن است که مقصود از اسلام باز هم دین حضرت محمد (ص) است. چون تسلیم به معنای حقیقی بدون پذیرفتن نبوّت پیامبر اسلام (ص) معنی ندارد.       بنابر این پیروان دیگر ادیان الهی اگر چه تمام اعمال خود را بر طبق آن ادیان به جای آورند ولی به خاطر این که در مقابل حقّ تسلیم نشده‌اند، اعمال و عقاید آن‌ها فاقد ارزش است و آن‌ها نیز جز زیان کارانند.       اعمالی که قبل از اسلام بر طبق اديان ديگر انجام گرفته بود اگر چه در زمان خودش داراي اعتبار بود  ولي با آمدن قانون جديد و دين جديد هر عملی که بر طبق قانون قدیم صورت بگیرد از درجه اعتبار ساقط بوده و خداي تعالي غير از اسلام و آئين محمد(ص) را از كسي نمي‌پذيرد. [1] - وَ مَن: و هر کس / یَبتَغِ: بجوید . طلب کند فَلَن یُقبَلَ: پذیرفته نمی‌شود.  
()


تاريخ درج: 1390/5/12 | تعداد نظرات: 0 | فرستنده: مديــر سـايـت


  6- مسابقه در كارهاي خير « … فَاستَبِقُوا الخَيراتِ … »
   ترجمه: « … پس در كارهاي خير از يكديگر سبقت بگيريد … » (سوره هاي مباركه مائده آيه 48 و بقره 148 )
ترجمه واژگان:   استبقوا: پيشي بگيريد (از يكديگر) الخيرات: نيكي ها   توضيح: با توجه به اين كه عده اي از مردم در بدست آورن مال و سرمايه و يا در رسيدن به پست و مقام در پي رقابت و پيشي گرفتن از يكديگرند و عده اي نيز انرژيهاي خود را در راه اختلافات و دسته بنديهاي بي اهميّت يا كم اهمّيت هدرمي دهند، اين آيه‌ي شريفه مردم را دعوت مي كند كه رقابت و مسابقه را به سمت و سوي امور با ارزشي  و كار هاي خير سوق بدهند. عمل به اين دستور الهي، نه تنها باعث مي شود كه كارهاي خير به انجام برسد بلكه حس سبقت و پيشي گرفتن بر ديگران كه در ذات انسان به وديعه گذاشته شده است، رنگ و جهت الهي گرفته و از هدر رفتن انرژيها در موارد بي ارزش يا ضد ارزش جلوگيري شود. با عنايت به بعضي از آيات قرآن، مشاهده مي كنيم كه خداي تعالي با معرفي بعضي از برندگان ميادين مسابقات در كارهاي خير براي آنها جوايز با ارزشي در نظر گرفته است.  در سوره واقعه مي فرمايد: « وَ السّابِقُونَ السّابِقُونَ أُولَئِكَ المُقَرَّبُونَ » يعني پيشي گيرندگان آن پيشي گيرندگان همآنها نزد پروردگارشان مقربند. و همچنين در سوره ي حديد آيه 11 كساني كه قبل از فتح مكه ايمان آورده اند و از مال خود انفاق كرده اند را نظر درجه با كساني كه بعد از پيروزي مسلمانان در آن نبرد ايمان آورده و از مال خود انفاق نموده اند، مساوي ندانسته و پيشي گيرندگان را داراي درجه و رتبه بزرگتري معرفي مي نمايد. « لا يَستَوِي مِنكُم مَن أَنفَقَ مِنَ قَبلِ الفَتحِ وَ آمَنَ أُولَئِكَ أَعظَمُ دَرَجَةً مِنَ الَّذِينَ أَنَفَقُوا مِن بَعدُ وَ قاتَلُوا … » بنابر اين پيشي گرفتن در كارهاي خير در اسلام از جايگاي ويژه اي برخوردار است و عمل پيش گيرندگان و اشخاص پيشي گيرنده نبايد فراموش شوند.                  

تاريخ درج: 1388/3/1 | تعداد نظرات: 1 | فرستنده: مديــر سـايـت


5 - زبان خوش با همگان « و قُولُوا لِلنّاس حُسنًا… »
ترجمه « و با مردم، نيكو سخن بگوييد. (با زبان خوش با مردم سخن بگوييد) (سوره مباركه بقره آيه 83)
ترجمه واژگان: قولوا: بگوييد للناس: به مردم حسنا: (سخنِ) نيكو    تفسير: پروردگار مهربان در آيه شريفه دستوري را صادر مي نمايد كه بر اساس آن موظفيم كه با همه مردم (نه فقط مؤمنين و مسلمين) به نيكي سخن بگوييم.  زيرا فرموده اند با مردم، نيكو سخن بگوييد و نفرموده اند با مؤمنين يا مسلمين. بنابر هر كسي موظف است با ديگران با زبان خوش سخن بگويد حتي اگر گوينده سخن، قاضي باشد و مخاطب آن وي مجرم باشد، باز هم وظيفه دارد با او نيكو سخن بگويد.هرگز تصور نشود معناي سخن نيكو اين است كه ما وظيفه داريم براي خوش آمد ديگران، مطالبي را بگوييم كه آنها دوست دارند، و از گفتن مطالبي كه موجب ناراحتي ديگران مي شود پرهيز نماييم. يعني اگر ببينيم كسي از حرف حق بدش مي آيد، نگوييم و اگر كسي از سخنان باطل خوشحال مي شود آن را مطرح نماييم. بلكه ما وظيفه داريم، سخن حق را بگوييم، اگرچه ديگران را ناراحت كند. ممكن است بپرسيد پس اين آيه چه مي گويد؟ ما براي مشخص شدن پاسخ اين پرسش عرض مي كنيم: مَثَل مشهور را همه شنيده ايم كه گفته مي شود «بفرما، بشين و بتمرگ» هر سه به يك معنايند يعني هر سه جمله، يك مطلب را مي رسانند ولي جمله اول نيكو است و باعث شادماني مخاطب مي شود و جمله سومي زشت است و باعث ناراحتي مخاطب مي شود و جمله وسطي ما بين آن دو است. پس معناي آيه شريفه اين است كه هر مطلبي را كه مي خواهيد به ديگران بگوييد در عبارات نيكو قرار دهيد و به عبارت ديگر؛ هر آنگونه كه دوست مي داريد با شما سخن گفته شود با مردم سخن بگوييد. پس آيه شريفه نمي گويد چه بگوييد بلكه مي فرمايد چگونه بگوييد.          

تاريخ درج: 1387/12/19 | تعداد نظرات: 0 | فرستنده: مديــر سـايـت


    4- نيكي به والدين « …وَ بِالوالِدَينِ إِحسانًا… »
ترجمه «و به پدر و مادر نيكي كنيد» (سوره مباركه نساء آيه 36)
ترجمه واژگان:    بِالوالِدَينِ: به پدر و مادر   إِحسانًا: نيكي نماييد (نيكي كردن)   تفسير: در اين آيه شريفه و آيات مشابه ي اين آيه، فرمان و دستور احسان و نيكي به پدر و مادر صادر شده است و از تكرار اين دستور و سفارش مي توانيم نتيجه بگيريم كه اين مسئله از اهميّت ويژه اي برخوردار است. نكته ي ديگري كه دلالت بر اهميت احسان به پدر و مادر دارد اين است كه در هر چهار مورد ياد شده، «نيكي به والدين» بعد از مسئله توحيد مطرح شده است. ممكن است اهميت نيكي به والدين از آن جهت باشد كه آنها بعد از خداي تعالي، بيشترين نقش را در خلقت أولاد داشته اند، مخصوصا مادران كه در اين راستا متحمل بيشترين زحمات را مي شوند و علاوه بر آن در رشد و تربيت فرزندان، نقش بيشتري را ايفاء مي كنند و رنج بيشتري را متقبل مي شوند. با توجه به اين كه در آيه شريفه، احسان و نيكي بصورت مطلق آمده است، يعني انگشت روي يك يا چند احسان معيني نگذاشته است، مي توانيم استفاده كنيم، هر نيكي و احساني كه ممكن باشد مورد مطلوب و رضاي خداي تعالي قرار مي گيرد. و با توجه به اين كه در مورد والدين نيز، ايمان شرط نشده است و نفرموده به والدين مؤمن يا مسلم نيكي كنيد، استفاده مي شود كه نيكي نمودن در حق و پدر و مادر، از نظر قرآن لازم است اگرچه آنها كافر باشند. هم چنان كه اين مطلب به روشني از آيه 15 لقمان استفاده مي شود. آيات مشابه: 1- « وَ وَصَّينا الإِنسانَ بِوالِديهِ حُسنًا… » عنكبوت/8 * 2- « وَ وَصَّينا الإِنسانَ بِوالِديهِ … » لقمان/ 14 * 3- « وَ وَصَّينا الإِنسانَ بِوالِديهِ إِحسانًا… » أحقاف/ 15                  

تاريخ درج: 1387/12/10 | تعداد نظرات: 0 | فرستنده: مديــر سـايـت


3- گفتار بي عمل « يا أَيُّها الَّذِينَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ ما لا تَفعَلُونَ »
ترجمه: «اي كساني كه ايمان آورده ايد، چرا چيزي (سخني) مي گوييد كه عمل نمي كنيد» (سوره مباركه صفّ آيه 2)
 ترجمه واژگان: يا أَيُّها الَّذِينَ آمَنُوا: اي كساني كه ايمان آورديد «اي مؤمنين» لِمَ: براي چه . چرا تَقُولُونَ: مي گوييد ما: چيزي لا تَفعَلُونَ: نمي كنيد. انجام نمي دهيد ترجمه واژگان: تفسير: مخاطب اين سخن همچنان كه از «الّذين آمنوا» استفاده مي شود، مؤمنيني هستند كه به گفته هاي خود عمل نمي كنند. بنا بر اين سخن بعضي كه مي گويد اين آيه ويژه منافقين است بي دليل مي باشد و خداي تعالي منافقين را با «الّذين آمنوا» مخاطب قرار نداده است. قرآن كريم، با توبيخ و سرزنش مؤمنيني كه به گفته هاي خود عمل نمي كنند، اعلان مي نماييد كه گفتار بدون عمل از سوي هر گوينده اي كه باشد نه تنها ارزش ندارد بلكه ضد ارزش است و باعث ناخشنودي آن ذات يكتا مي شود. شيوع سخن بي عمل در جامعه نه تنها باعث مي شود كه كم كم مردم به سخنان اشخاصي كه به گفته هايشان عمل مي كنند بي اعتماد شوند بلكه باعث رواج بي اعتمادي شده و به مرور زمان از ارزش سخنان افرادي كه به گفته هايشان عملي مي كنند مي كاهد بطوري كه به مرور زمان هر سخن زيبا و پر معني نزد مردم بي معني جلوه خواهد كرد. از آن جا كه شأن نزول آيه در مورد مؤمنيني بود كه وعده ايستادگي در جنگ احد را داده بودند و سپس فرار نمودند بعضي از مفسرين بر اين عقيده اند كه آيه شريفه فقط در مقام توبيخ و سرزنش گفتار بي عمل در جهاد را دارد ولي از آن جا كه شأن نزول نمي تواند باعث محدوديت معناي آيه شود و هم چنين زشتي گفتار بي عمل اختصاص به مورد خاصي ندارد و سنت نبوي نيز هر گفتار بي عملي را تقبيح مي كند مي توان سخن آن دسته از مفسريني را كه توبيخ و سرزنش آيه شريفه را عام و فراگير مي دانند تقويت نمود و ادعا نمود كه ظاهر آيه شريفه اين است كه مي شود هر كسي را بخاطر گفتار بي عملش مورد سرزنش و توبيخ قرار داد و به او گفت: «لِمَ تَقُولُون ما تَفعَلُونَ».      

تاريخ درج: 1387/12/3 | تعداد نظرات: 0 | فرستنده: مديــر سـايـت


2- شركت  در نماز جماعت « … وَ اركَعُوا مَعَ الرّاكِعِينَ »
ترجمه: «همراه با ركوع كنندگان ركوع كنيد (و نماز را به جماعت بگذاريد)» (سوره مباركه بقره آيه 43)
ترجمه واژگان: اركعوا: ركوع كنيد مع: با ، همراه الراكعين: ركوع كنندگان تفسير: مقصود از «همراه با ركوع كنندگان ركوع نمايد» اين است كه « همراه با نماز گزاران نماز بخوانيد. اگر بپرسيد: چرا خداي تعالي به جاي جمله« وَ اركَعُوا مَعَ الرّاكِعِينَ » يعني «همراه با ركوع كنندگان ركوع كنيد» نفرمودند: «صَلّوا مَعَ المُصَلِّين» يعني «همراه با نماز گزاران نماز بگذاريد». به عبارت ديگر؛ چرا بجاي استفاده از كلمه «صلات» كه بر تمام اجزاي نماز دلالت دارد از كلمه ركوع كه فقط اسم براي يك جزء از اجزاي نماز است استفاده شده است؟ در پاسخ مي گوييم: از آن جا كه اين آيه در بين آياتي قرار گرفته شده است كه مخاطب آن آيات، بني إسرائيل و پيروان دين يهود مي باشند، اگر گفته مي شد «صلوا مع المصلين» شايد تصور مي شد كه مخاطب اين آيه نيز پيروان يهود هستند و خداي تعالي آنها را به برپا داشتن نماز به روش خودشان فرمان مي دهد. اما با توجه به اين كه نمازي كه يهود به جا مي آوردند فاقد ركوع بود، خداي تعالي در صدور فرمان به اقامه نماز جماعت، از اسم جزئي از اجزاء نماز كه در نماز يهود نيست، استفاده نمود، تا بفهماند، كه مخاطب اين آيه همه مردم هستند و آنچه را نيز مورد فرمان الهي است نماز مسلمين است نه نماز يهود. در رساله حضرت امام خميني (ره) در اهميت شركت در نماز جماعت روايتي نقل شده است كه اگر يك نفر به امام جماعت اقتدا كند هر ركعت از نماز آنان ثواب صد و پنجاه نماز دارد، و اگر دو نفر اقتدا كنند هر ركعتي ثواب ششصد نماز دارد، و هر چه بيشتر شوند ثواب نمازشان بيشتر مي شود تا به ده نفر برسند، و عده آنان كه از ده گذشت اگر تمام آسمانها كاغذ و درياها مركب و درختها قلم و جن و انس و ملائكه نويسنده شوند نمي توانند ثواب يك ركعت آن را بنويسند.                            

تاريخ درج: 1387/11/28 | تعداد نظرات: 0 | فرستنده: مديــر سـايـت


1- وفاي به عهد « … وَ أَوفُوا بِالعَهدِ إنَّ العَهدَ كانَ مَسئُولاً »
ترجمه آيه:« و به پيمان (خود) وفا كنيد، كه قطعا از پيمان سؤال مي شود » (سوره‌ مباركه‌ إسراء آيه 34)
  ترجمه واژگان: أوفوا : وفا كنيد بالعهد: به پيمان إنّ: قطعا، همانا كان: هست، مي باشد، مسئولا: بازخواست شده، پرسيده شده   تفسیر:  «وفاي به پيمان» همان عمل نمودن به پيمان و پايبند بودن به مفاد آن است و در مقابل آن،  «نقض پيمان» به معناي ترك عمل به مفاد پيمان است.  آيه شريفه، پايبندي به عهد و پيمان را يك وظيفه شرعي دانسته و در اين زمينه تفاوتي بين اينكه مورد عهد چه باشد و شخصي كه با او پيمان بسته مي شود چه كسي باشد نمي گذراد. بنابر اين هر عهد و پيماني كه بر خلاف احكام الهي بسته نشده باشد عمل به آن واجب بوده و پيمان شكني و نقض عهد گناه محسوب مي شود و بر همين اساس خداوند متعال مي فرمايد: « قطعا از پيمان سؤال مي شود». در تفسير « إِنَّ العَهدَ كانَ مَسئُولاً » يعني «قطعا از پيمان سؤال مي شود» سه احتمال وجود دارد: 1- مقصود از «سؤال» در آیه شریفه بازخواست کردن باشد بنابر این معنای ظاهر آیه این می شود که « در قیامت از خود عهد بازخواست می شود» و از آنجا که بازخواست از خود عهد قابل تصور نیست پس مقصود آيه شريفه اين است كه از مردم در مورد عهد و پيمانهايشان سؤال می شود و این مردم هستند که در روز قیامت نسبت به پیمانشان مورد بازخواست قرار مي گيرند. 2- مقصود از «سؤال» همان پرسش است و خداي تعالي در روز قيامت عهد و پيمان را در شكل يك موجود زنده و با شعوري حاضر نموده و در آن روز از خود عهد و پيمان سؤال مي شود. بنابر اين تفسير، «مسئولا» در آيه شريفه در اصل «مسئولا عنه» يعني «مسئولا عن العهد» مي باشد.  اما اين كه از عهد و پيمان چه پرسشي مي شود ممكن است در خصوص رفتار مردم با عهد و پيمان باشد یعنی از او بپرسند مردم نسبت با تو چگونه رفتاری داشتند یا به مفاد تو عمل کردند یا خیر؟ آیا...؟ و يا اين كه از عهد و پیمان به عنوان شاهد خواسته شود که به نفع يا به ضرر افراد گواهي دهند و وفاداران به پیمان و پيمان شكنان را معرفي نمايند.    

تاريخ درج: 1387/11/12 | تعداد نظرات: 0 | فرستنده: مديــر سـايـت


نظـرات كـاربران:



ارسـال نظـر:

لطفا نظر خـود را در رابـطه با آيــه فوق در فيلدهـاي زير نوشته و ارسال نمائيد:
نـامـ:
ايميـل:
تـوضيحـات:

اعداد نشان داده شده را در كادر زير وارد نمائيد:




| صـفـحـه اول | زندگينـامـه | آثـار و تـاليفـات | مقـالـات |
| سـوالـات شـرعي | مـصـاحـبـه‌هـا | اخـبـار و اطلـاع‌رساني | اوقـات شـرعي | گـالـري تـصـاويـر
| | ارتـبـاط بـا مـا | آيــه هفـتـه | دريافت نرمـ‌افـزار |